تبليغاتX
دل شــــکـــــســـــتـــــه






دل شــــکـــــســـــتـــــه

کاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت

 

 فراموش میشوم                                                                                                                      

 

 


راحت تر از ردپایی بر برف                                                                      


 



که زیر برفی تازه دفن می شود                                                           

 

 



راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا        

 



که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود                        

 

 از طرف  دل شکسته ترین دختر دنیا

ادامه مطلب 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:57 توسط دل شکسته|

 

دوستش داشتم و دارم با این که دیگه نیستش.

 

 

به خدا به پیر به پیغمبر بیشتر از جونم دوستش داشت 

 

ولی هر چقدر که فکر میکنم بازم نمیتونم درک کنم که چرا نتهام گذاشت

 

این میتونه یه علت داشته باشه و اونم اینه که چون من خیلی خوب بودم

..

این رو تقدیم میکنم به بی وفا ترین کسی که هنوزم دوستش دارم و آرزو میکنم . . .

 

 

خیلی سختی کشیدم تا اشک هامو یه جا جمع کنم و بهشون بگم که دیگه فایده ای نداره

 

 

هر چقدر هم از کشورت دور باشی

 

 

 باز هم فکرش باهاته نه بر میگرده و نه فراموشش می کنی

نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 15:36 توسط دل شکسته|

يا حسين مضلوم

حسين ميا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...


اي به دل بسته ، قدري آهسته

 
کن مدارا با ، زينب خسته ...

 
يا حسين مظلوم ...

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 21:6 توسط دل شکسته|

 

بوسه بارانم کن امشب...


برای دلم سنگ تمام بگذار!


تنهایی را از آغوشم جدا کن


و دستانت را به دورم حلقه کن


چشمانت هم اگر لبخند همیشگی اش را نثارم کند


که دیگر معرکه است...


آرزویی نمی ماند، جز اینکه؛


امشب "یلدا" باشد...

نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 16:47 توسط دل شکسته|

در اين سراي بي كسي كسي به در نميزند

 

 


به دشت پرملال ما پرنده پر نميزند.

 


دل خراب من از اين خراب تر نميشود

 


كه خنجر غمت ازاين خراب تر نميزند

تمنا

نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 5:30 توسط دل شکسته|

i miss you

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 17:30 توسط دل شکسته|

 

در پس در های شیشه ای رویاها

 

 

 

در مرداب بی ته آینه ها

 

 

 

هرجا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم

 

 

 

 

یک نیلوفر روییده بود

 

 

 

 

گویی او لحظه لحظه در تهی من میریخت

 

 

 

 

و من در صدای شکفتن او لحظه لحظه خود را می مردم

OF:H.B

نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 10:11 توسط دل شکسته|

دل من از تبار دیوار های کاه گلی است

 

ساده می افتد

 

 

                ساده میشکند

 

 

                                     ساده می میرد                          دلم تنها سخت میگیرد

 

 

 

 

 

 

 

written by --A.ESHTIAGI--

نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 18:38 توسط دل شکسته|

تو میروی و من نگاهت میکنم

 

 

 

 

تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم

 

 

 

 

 بی تو یک عمر فرصت دارم برای گریستن

 

 

 

 

اما برای تماشای تو همین لحظه باقیست

 

 

 

 

و شاید

 

 

 


فقط همین لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم

Written by:NeGiN

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 11:1 توسط دل شکسته|

 

 

پلکهاي مرطوب مرا باور کن

 

 

اين باران نيست که ميبارد

 

 

صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

 

 

آه از...

 

Written by:NeGiN

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 10:51 توسط دل شکسته|

میان هق هق و قهقهه

 



فاصله یک حرف است

 



یک "ه" دو چشم

 


یک حرف صامت

 



حرفی پر از سکوت

 



لیکن پر از صدا

 



حرف یکی مانده به آخر الفبای دل تنها

 



از اول های های گریه

 



تا آخر آه

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:43 توسط دل شکسته|

ومن چقدر دلتنگم!

 

 


دلتنگ بارون!

 


دلتنگ نگاه خیست!

 


دلتنگ اسفند...

 


تو مرا میفهمی؟

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:31 توسط دل شکسته|

چشـــم من،

 

 
بگو چی دیدی غصه خوردی ؟؟؟؟

 


چیک و چیکه چند تا ناودون رو شمردی؟؟؟

 


چشــم من ، تو پا به ماهه چندتا بغضی؟؟؟

 


دیگه دادِ هر چی ابره دَر آوردی......

 


...میدونی چندتا نمـاز هات رو شیکوندی؟؟؟؟؟

 


چندتا ربنای نیمه کاره خوندی ؟؟؟؟

 


شـــونه های آسمــــون تر شده..........

 

بس کن

 


میبینی ؟؟؟

 

 

خـــــــدا رو تا گـــریه کشوندی

 

Written by:NeGiN

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:17 توسط دل شکسته|

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم بیا تا برایت بگویم

 

 

 چه اندازه تنهایی من بزرگ است

Written by:NeGiN


نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 17:0 توسط دل شکسته|

عمـــيق تـرين درد در زندگي مردن نيست ،


بلکه پنهان کردن قلبي است که به تاسف ناک تـرين حالت شکسته شده

Written by:NeGiN

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:33 توسط دل شکسته|

دلتنگی های این روزهایم را سپرده ام دست باد!! میآورد برایت هرجا که باشی...

 

 

اینگونه خیالم راحت تر است

Written by:NeGiN


نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:26 توسط دل شکسته|

نازنینم تو اگر گریه کنی بغض منم می شکند ..

 

 


خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو ..

 


یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد...

 


صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

 


خواب دیدی شبی از راه, سوارت آمد.

 


. باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو

Written by:NeGiN

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 16:10 توسط دل شکسته|

 

خسته ام از این دقایق بی لبخند

 

 

باران ببارد یا نبارد

 

 

من می روم با دست هایت

 

 

چتری برای پروانه ها بسازم

Written by:NeGiN

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 0:32 توسط دل شکسته|

امروز من ایستاده ام در باد و تو آنقدر دور از من هستی

 

 

که فریادهایم در هجوم باد گم می شوند

 

 

دیوانه وار فریاد می زنم!

 

 

و تو مرا در فرداهای دور می نگری

 

 

تو سرود وداع را خواندی و من بی تفاوت گوش سپردم

 

 

به نوای محزون تو

 

 

ولی اکنون بیدارم

Written by:NeGiN

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 0:25 توسط دل شکسته|

 

دلم گرفته ست

 

 

دلم گرفته ست

 

 

به ایوان میروم

 

 

انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم

 

 

چراغهای رابطه تاریکند ..........

Written by:NeGiN

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 22:11 توسط دل شکسته|

باران مي بارد .

 

با اين دونفره بودن هوا ،

 

من ، تنها ...

 

تو ، تنها 

Written by:NeGiN

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 10:42 توسط دل شکسته|

 زير بارون فرياد زدم

 

 

 

فكر كردم خوشبخت تر از من نيست كسي

 

 

 

مدتها گذشت

 

 

 

زير بارون فرياد زدم

 

 

 

فهميدم گول اشك ها و خنده هاتو خوردم

نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 19:21 توسط دل شکسته|

دلم گرفته

 

پاي پنجره نشستم کوچه خاکستريه باز زير بارون

 

من چه دلتنگتم امروز

 

 انگار از همون روزهاست
 

حال وهوام رنگ توئه کوچه دلتنگ توئه

 

 

دلم گرفته دوباره هواي تو رو داره
 

چشماي خيسم واسه ي ديدنت بي قراره

 

 

اين راه دورم خبر از دل من که نداره

 

آروم نداره يه نشونه مي خوام واسه قلبم

 

 جز اين نشونه

 

واسه چيزي دخيل نمي بندم

 

اين دل تنهام دوباره هواي تو رو داره

.

 

هواي شهرتو و بوي گل ها

 

پيچيده توي اتاقام مثل خواب
 

داره بدجوري غريبي ميکنه

 

آخه جز تو دردمو  کي ميدونه

 

دلم گرفته ... .

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 23:7 توسط دل شکسته|

آخه اين روزا بد جوري حالم خرابه

 

حتي نفس كشيدنم عذابه

نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 17:14 توسط دل شکسته|

 

 نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست


بشنو از دل ، دل حریم کبریاست


نی بسوزد خاک و خاکستر شود


دل بسوزد خانه ی دلبر شود

نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 16:54 توسط دل شکسته|

 

چگونه در دلم رخنه کردی وبی آنکه بدانم تنهایم گذاشتی...!

 

آیا من مقصر بودم...؟

نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 16:33 توسط دل شکسته|

love

قفس داران غرورم را شکستند...........دل دائم صبورم را شکستند

 

مرا از خلوتم بیرون کشیدند............سکوت چون بلورم را شکستند

 

به جرم پا به پای عشق رفتن..............پر و بال عبورم را شکستند

 

تمنای نگاهم را نخواندند..............چه بی باور حضورم را شکستند

 

رهایی در امیدم موج میزد................ولی رویای دورم را شکستند

 

نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 20:58 توسط دل شکسته|

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 14:7 توسط دل شکسته|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت